سطح C2فعل

beschwichtigen

آرام کردن

English: to appease, to soothe

صرف فعل beschwichtigen

حال
er beschwichtigt
گذشته‌ی ساده
beschwichtigte
پرفکت
hat beschwichtigt
امری
beschwichtig! / beschwichtigt!
  • ich beschwichtige
  • du beschwichtigst
  • er/sie/es beschwichtigt
  • wir beschwichtigen
  • ihr beschwichtigt
  • sie beschwichtigen

جمله‌ی مثال با beschwichtigen

  • Nur eine aufrichtige Entschuldigung kann meinen Zorn beschwichtigen.

    فقط یک عذرخواهی صادقانه می‌تواند خشم مرا فرو بنشاند.

«beschwichtigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.