سطح C2فعل

beschämen

شرمنده کردن

English: to shame, to embarrass

صرف فعل beschämen

حال
er beschämt
گذشته‌ی ساده
beschämte
پرفکت
hat beschämt
امری
beschäme! / beschämt!
  • ich beschäme
  • du beschämst
  • er/sie/es beschämt
  • wir beschämen
  • ihr beschämt
  • sie beschämen

جمله‌ی مثال با beschämen

  • Ich wollte dich nicht beschämen.

    نمی‌خواستم تو را شرمنده کنم.

«beschämen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.