[bəˈʁaɪ̯tˌʃtɛlən]
آماده کردن
معنی، مثال و مترادفِ bereitstellen ←Wer wird für die Risikoanlage Kapital bereitstellen?
چه کسی برای سرمایهگذاری پرریسک سرمایه فراهم میکند؟
Wir müssen die Testumgebung für die QA-Abteilung bereitstellen.
ما باید محیط تست را برای بخش تضمین کیفیت فراهم کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی