صلاحیت، اجازه
English: authorization, entitlement
Dieses Gerücht ist ohne jede Berechtigung.
این شایعه هیچ پایه و اساسی ندارد.
Der neue Kollege benötigt eine Berechtigung für das Git-Repository.
همکار جدید به مجوز دسترسی برای مخزن گیت نیاز دارد.
«Berechtigung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.