سطح A1فعل

vorbereiten

آماده کردن

English: to prepare

صرف فعل vorbereiten

حال
er bereitet vor
گذشته‌ی ساده
er bereitete vor
پرفکت
hat vorbereitet
امری
bereite vor! / bereitet vor!
  • ich bereite vor
  • du bereitest vor
  • er/sie/es bereitet vor
  • wir bereiten vor
  • ihr bereitet vor
  • sie bereiten vor

جمله‌ی مثال با vorbereiten

  • Ich bereite das Essen vor.

    من غذا را آماده می‌کنم.

مترادف و متضاد

«vorbereiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.