سطح C1اسم

der Beobachter

ناظر، مشاهده‌گر

English: observer, spectator

گرامر

آرتیکل
der
جمع
Beobachter

جمله‌ی مثال با Beobachter

  • Ausländische Beobachter waren zur Wahl nicht zugelassen.

    ناظران خارجی برای انتخابات مجاز نبودند.

«Beobachter» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.