سطح B1فعل

beleidigen

توهین کردن، دشنام دادن

English: to insult, to offend

صرف فعل beleidigen

حال
er beleidigt
گذشته‌ی ساده
beleidigte
پرفکت
hat beleidigt
امری
beleidige! / beleidigt!
  • ich beleidige
  • du beleidigst
  • er/sie/es beleidigt
  • wir beleidigen
  • ihr beleidigt
  • sie beleidigen

جمله‌ی مثال با beleidigen

  • Warum beleidigen Sie mich?

    چرا به من توهین می‌کنید؟

«beleidigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.