سطح C2فعل

besudeln

آلوده کردن، لکه‌دار کردن

English: to soil, to stain

صرف فعل besudeln

حال
er besudelt
گذشته‌ی ساده
besudelte
پرفکت
hat besudelt
امری
besudle! / besudelt!
  • ich besudle
  • du besudelst
  • er/sie/es besudelt
  • wir besudeln
  • ihr besudelt
  • sie besudeln

جمله‌ی مثال با besudeln

  • Tom darf den Schreibtisch nicht besudeln und beschmutzen.

    تام اجازه ندارد میز تحریر را کثیف و آلوده کند.

«besudeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.