سطح C2فعل

beflecken

لکه‌دار کردن، آلوده کردن

English: to stain, to soil

صرف فعل beflecken

حال
er befleckt
گذشته‌ی ساده
befleckte
پرفکت
hat befleckt
امری
befleck! / befleckt!
  • ich beflecke
  • du befleckst
  • er/sie/es befleckt
  • wir beflecken
  • ihr befleckt
  • sie beflecken

جمله‌ی مثال با beflecken

  • Du darfst deine Hände nicht mit dem Blut Unschuldiger beflecken!

    نباید دست‌هایت را به خون بی‌گناهان آلوده کنی!

«beflecken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.