سطح C2فعل

beschmutzen

آلوده کردن، کثیف کردن

English: to soil, to dirty

صرف فعل beschmutzen

حال
er beschmutzt
گذشته‌ی ساده
beschmutzte
پرفکت
hat beschmutzt
امری
beschmutze! / beschmutzt!
  • ich beschmutze
  • du beschmutzt
  • er/sie/es beschmutzt
  • wir beschmutzen
  • ihr beschmutzt
  • sie beschmutzen

جمله‌ی مثال با beschmutzen

  • Er beschmutzte seine Hose mit Schlamm.

    او شلوارش را با گل کثیف کرد.

«beschmutzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.