نظارت کردن، مراقبت کردن
English: to supervise, to oversee
Keine Sorge! Man wird sie beaufsichtigen.
نگران نباش! مراقبش خواهند بود.
«beaufsichtigen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.