[bəˈʔaʊ̯fˌzɪçtɪɡn̩]
نظارت کردن، مراقبت کردن
معنی، مثال و مترادفِ beaufsichtigen ←Keine Sorge! Man wird sie beaufsichtigen.
نگران نباش! مراقبش خواهند بود.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی