سطح C2اسم

der Beauftragte

نماینده، مسئول

English: representative, agent

گرامر

آرتیکل
der
جمع
Beauftragten

جمله‌ی مثال با Beauftragte

  • Der Beauftragte hat den Bericht unterschrieben.

    نماینده گزارش را امضا کرد.

«Beauftragte» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.