سطح B2اصطلاح

auf Trab bringen

به تکاپو انداختن، فعال کردن

English: to get moving, to energize

جمله‌ی مثال با auf Trab bringen

  • Die neue Chefin hat das ganze Team auf Trab gebracht.

    رئیس جدید کل تیم را به تکاپو انداخت.

«auf Trab bringen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.