سطح B2فعل

nachweisen

اثبات کردن (با مدرک)

English: to prove, to demonstrate

صرف فعل nachweisen

حال
er weist nach
گذشته‌ی ساده
wies nach
پرفکت
hat nachgewiesen
امری
weise nach! / weist nach!
  • ich weise nach
  • du weist nach
  • er/sie/es weist nach
  • wir weisen nach
  • ihr weist nach
  • sie weisen nach

جمله‌ی مثال با nachweisen

  • Er konnte den Diebstahl eindeutig nachweisen.

    او توانست سرقت را به‌وضوح اثبات کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«nachweisen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.