سطح C2فعل

tarnen

پنهان کردن، استتار کردن

English: to camouflage, to conceal

صرف فعل tarnen

حال
er tarnt
گذشته‌ی ساده
tarnte
پرفکت
hat getarnt
امری
tarne! / tarnt!
  • ich tarne
  • du tarnst
  • er/sie/es tarnt
  • wir tarnen
  • ihr tarnt
  • sie tarnen

جمله‌ی مثال با tarnen

  • Tom versuchte sich zu tarnen.

    تام سعی می‌کرد خودش را پنهان کند.

«tarnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.