سطح C1فعل

abstürzen

سقوط کردن

English: to crash, to plummet

صرف فعل abstürzen

حال
er stürzt ab
گذشته‌ی ساده
stürzte ab
پرفکت
ist abgestürzt
امری
stürz ab! / stürzt ab!
  • ich stürze ab
  • du stürzt ab
  • er/sie/es stürzt ab
  • wir stürzen ab
  • ihr stürzt ab
  • sie stürzen ab

جمله‌ی مثال با abstürzen

  • Die Wirtschaft des Landes würde ohne Migranten abstürzen.

    اقتصاد کشور بدون مهاجرها سقوط می‌کنه.

«abstürzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.