بریدن، قطعکردن
English: to cut off
Wir müssen diese alten Zöpfe endlich abschneiden.
ما باید بالأخره این بافتههای قدیمی را ببریم.
«abschneiden» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.