سطح B2فعل

absacken

افت کردن، پایین آمدن

English: to drop, to sink

جمله‌ی مثال با absacken

  • Die Preise sind im letzten Jahr stark abgesackt.

    قیمت‌ها در سال گذشته به شدت پایین آمدند.

«absacken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.