قطع کردن، لغو کردن
English: to break off, to cancel
Das Spiel musste wegen eines starken Gewitters abgebrochen werden.
بازی به خاطر یک طوفان شدید باید لغو میشد.
متضاد
«abbrechen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.