سطح B2فعل

abbauen

تخریب کردن، کاهش دادن

English: to dismantle, to reduce

صرف فعل abbauen

حال
er baut ab
گذشته‌ی ساده
baute ab
پرفکت
hat abgebaut
امری
baue ab! / bauet ab!
  • ich baue ab
  • du baust ab
  • er/sie/es baut ab
  • wir bauen ab
  • ihr bauet ab
  • sie bauen ab

جمله‌ی مثال با abbauen

  • So kann man gut Stress abbauen.

    اینطوری می‌شود خوب استرس را کم کرد.

مترادف و متضاد

«abbauen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.