سطح C1فعل

abreißen

کندن، تخریب کردن

English: to tear down, to demolish

صرف فعل abreißen

حال
er reißt ab
گذشته‌ی ساده
riss ab
پرفکت
hat abgerissen
امری
reiß ab! / reißt ab!
  • ich reiße ab
  • du reißt ab
  • er/sie/es reißt ab
  • wir reißen ab
  • ihr reißt ab
  • sie reißen ab

جمله‌ی مثال با abreißen

  • Lassen Sie es abreißen.

    بگذارید خرابش کنند.

«abreißen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.