ناظر، سرپرست
English: overseer, supervisor
Der Aufseher ging nach Einbruch der Dunkelheit von Herberge zu Herberge.
نگهبان بعد از تاریک شدن هوا از مهمانخانهای به مهمانخانهی دیگر سر میزد.
«Aufseher» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.