منزوی کردن، طرد کردن
English: to exclude, to ostracize
Man darf niemanden wegen seiner Religion ausgrenzen.
انسان نباید هیچکس را به خاطر دینش طرد کند.
Wir achten darauf, dass die Kinder niemanden beim Spielen ausgrenzen.
ما حواسمان هست که کودکان هیچکس را هنگام بازی کنار نگذارند.
«ausgrenzen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.