[fɛɐ̯ˈvaɪ̯ɡɐn]
امتناع کردن، خودداری
معنی، مثال و مترادفِ verweigern ←Wer furchtsam bittet, lehrt verweigern.
کسی که با ترس درخواست کند، رد شدن را یاد میدهد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی