[fɛɐ̯ˈvaːʁən]
نگهداری کردن، حفظ کردن
معنی، مثال و مترادفِ verwahren ←Ich werde es an einem sicheren Ort verwahren.
آن را در جای امنی نگه میدارم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی