[fɛɐ̯ˈvɛksl̩n]
اشتباه گرفتن (با چیزی دیگر)
معنی، مثال و مترادفِ verwechseln ←Ich habe die beiden Wörter verwechselt.
من این دو کلمه را با هم اشتباه گرفتم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی