[fɛɐ̯ˈdɪçtn̩]
کوبیدن / متراکم کردن (خاک یا بتن)
معنی، مثال و مترادفِ verdichten ←Du musst den Boden mit der Rüttelplatte gut verdichten.
باید خاک را با کمپکتور خوب متراکم کنی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی