سطح B1فعل

verdichten

کوبیدن / متراکم کردن (خاک یا بتن)

English: to compact, to tamp

صرف فعل verdichten

حال
er verdichtet
گذشته‌ی ساده
er verdichtete
پرفکت
hat verdichtet

جمله‌ی مثال با verdichten

  • Du musst den Boden mit der Rüttelplatte gut verdichten.

    باید خاک را با کمپکتور خوب متراکم کنی.

«verdichten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.