[ˈtʁøːstn̩]
دلداری دادن، تسلی دادن
معنی، مثال و مترادفِ trösten ←Wer wird ihn trösten?
چه کسی او را دلداری میدهد؟
Anna weint sehr, bitte hilf mir, sie zu trösten.
آنه بسیار گریه میکند، لطفاً به من کمک کن او را آرام کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی