[ˈtʁyːbn̩]
تیره کردن، غمگین کردن
معنی، مثال و مترادفِ trüben ←Der Regen trübte die Stimmung der Wanderer.
باران حال و هوای کوهنوردان را تیره کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی