[ˈtʁøːdl̩n]
ولگردی کردن، وقت تلفی کردن
معنی، مثال و مترادفِ trödeln ←Geschichte läuft schnell ab, doch Geschichtsschreiber trödeln.
تاریخ سریع میگذره، ولی مورخها کند کار میکنن.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی