[ˈnaːxˌhɛlfn̩]
کمک کردن، یاری رساندن
معنی، مثال و مترادفِ nachhelfen ←Der Lehrer musste dem Schüler bei der Aufgabe nachhelfen.
معلم مجبور شد در انجام تکلیف به دانشآموز کمک کند.
Kannst du mir bei den Hausaufgaben nachhelfen?
میتوانی در انجام تکالیف به من کمک کنی؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی