کمک کردن، یاری رساندن
English: to help along, to assist
Der Lehrer musste dem Schüler bei der Aufgabe nachhelfen.
معلم مجبور شد در انجام تکلیف به دانشآموز کمک کند.
Kannst du mir bei den Hausaufgaben nachhelfen?
میتوانی در انجام تکالیف به من کمک کنی؟
«nachhelfen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.