سطح B2فعل

nachhelfen

کمک کردن، یاری رساندن

English: to help along, to assist

صرف فعل nachhelfen

حال
er hilft nach
گذشته‌ی ساده
half nach
پرفکت
hat nachgeholfen
امری
hilf nach! / helft nach!
  • ich helfe nach
  • du hilfst nach
  • er/sie/es hilft nach
  • wir helfen nach
  • ihr helft nach
  • sie helfen nach

جمله‌ی مثال با nachhelfen

  • Der Lehrer musste dem Schüler bei der Aufgabe nachhelfen.

    معلم مجبور شد در انجام تکلیف به دانش‌آموز کمک کند.

  • Kannst du mir bei den Hausaufgaben nachhelfen?

    می‌توانی در انجام تکالیف به من کمک کنی؟

«nachhelfen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.