[ˈnaːxˌɡʊkn̩]
نگاه کردن، چک کردن
معنی، مثال و مترادفِ nachgucken ←Ich muss kurz nachgucken, ob die Tür abgeschlossen ist.
باید سریع چک کنم که در قفل است یا نه.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی