[ˈnaːxˌhaːkn̩]
پیگیری کردن، دوباره پرسیدن
معنی، مثال و مترادفِ nachhaken ←Ich muss beim Chef nachhaken, ob er meinen Antrag genehmigt hat.
باید از رئیسم دوباره بپرسم که آیا درخواستم را تأیید کرده است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی