[ˈnaːxˌfɔʁʃn̩]
تحقیق کردن، جستجو کردن
معنی، مثال و مترادفِ nachforschen ←Die Polizei forscht nach der Ursache des Unfalls.
پلیس درباره علت تصادف تحقیق میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی