[ˈloːsˌʁaɪ̯sn̩]
کندن، از جا کند
معنی، مثال و مترادفِ losreißen ←Ich konnte den Blick von ihr nicht losreißen.
نمیتوانستم چشم از او بردارم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی