سطح C2فعل

losreißen

کندن، از جا کند

English: to tear off, to rip away

صرف فعل losreißen

حال
er reißt los
گذشته‌ی ساده
riss los
پرفکت
hat losgerissen
امری
reiß los! / reißt los!
  • ich reiße los
  • du reißt los
  • er/sie/es reißt los
  • wir reißen los
  • ihr reißt los
  • sie reißen los

جمله‌ی مثال با losreißen

  • Ich konnte den Blick von ihr nicht losreißen.

    نمی‌توانستم چشم از او بردارم.

«losreißen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.