[ˈloːsˌʃlaːɡn̩]
کوبیدن، به فروش گذاشتن
معنی، مثال و مترادفِ losschlagen ←Der Verkäufer schlug die Ware zum halben Preis los.
فروشنده کالا را به نصف قیمت به فروش گذاشت.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی