[ˈloːsˌʃɪkn̩]
روانه کردن، فرستادن
معنی، مثال و مترادفِ losschicken ←Wirst du jemanden losschicken, um einen Arzt zu holen?
آیا کسی را میفرستی که دکتر بیاورد؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی