[ˈaɪ̯nˌʃliːsn̩]
دربرگرفتن / حبس کردن
معنی، مثال و مترادفِ einschließen ←Die Stadtmauer hat das Dorf eingeschlossen.
دیوار شهر، روستا را دربرگرفت.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی