[ˈaɪ̯nˌʃlaɪ̯mən]
چاپلوسی کردن، تملق گفتن
معنی، مثال و مترادفِ einschleimen ←Er versucht, sich beim Chef einzuschleimen.
او سعی میکند خودش را نزد رئیس چاپلوسی کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی