[ˈaɪ̯nˌʃlɔɪ̯zn̩]
قاچاق کردن، وارد کردن
معنی، مثال و مترادفِ einschleusen ←Sie schleusten Flüchtlinge ins Land.
آنها پناهندگان را به کشور قاچاق کردند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی