[ˈaɪ̯nˌʁaːmən]
قاب گرفتن، در قاب نهادن
معنی، مثال و مترادفِ einrahmen ←Sie möchte das schöne Foto in Holz einrahmen.
او میخواهد عکس زیبا را در قاب چوبی قرار دهد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی