[ˈaɪ̯nbəˌhaltn̩]
کسر کردن، نگه داشتن
معنی، مثال و مترادفِ einbehalten ←Von der Zahlung an Sie wird eine zehnprozentige Steuer einbehalten.
ده درصد مالیات از پرداختی به شما کسر میشه.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی