[ˈaɪ̯nˌʔɛʃɐn]
جسد را سوزاندن
معنی، مثال و مترادفِ einäschern ←Ich denke daran, mich einmal einäschern zu lassen.
دارم فکر میکنم که بعد از مرگم جسدم رو بسوزونن.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی