[ˈaɪ̯ɐn]
تخممرغیشدن، لنگیدن
معنی، مثال و مترادفِ eiern ←Teenager eiern hormongesteuert, zweifelnd und impulsiv durch das Universum.
نوجوانها تحت تأثیر هورمونها، با تردید و شتابزده در جهان سرگرداناند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی