[ˈaʊ̯sˌveːɐ̯tn̩]
ارزیابی کردن، تحلیل
معنی، مثال و مترادفِ auswerten ←Wir müssen die Umfrageergebnisse noch auswerten.
ما هنوز باید نتایج نظرسنجی را ارزیابی کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی