[ˈaʊ̯sˌvɛʁfn̩]
پرتاب کردن
معنی، مثال و مترادفِ auswerfen ←Der Fischer wirft das Netz ins Wasser aus.
ماهیگیر تور را به آب پرتاب میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی